جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
584
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بزرگ انسان در سال 1789 شركت نمود ، ولو اينكه پيش از آن تاريخ نتوانست به هدف نهايى خود برسد . بعضى از محافل در ميان ملل اروپايى كوششهايى بهجا آوردند تا از شر هزار گونه كابوس و اختناق آزاد شوند و اين كوششها در زمان خود بيشتر از يك شكل بهخود گرفتند و بيشتر از يك راه را پيمودند كه از آن جمله بود : كينه پنهانى همگانى كه جز با دشمن داشتن ستمكاران و بدگويى به آنان ، رهايى از آن امكان نداشت و از آن جمله بود : عصيان فردى يا دستهجمعى در صفوف بردگان و تابعين و نوكران اربابان ، كه با سركوبى و قلعوقمع آنان پايان مىيافت . و از آن جمله بود : انقلابهاى همهجانبهاى كه دهقانان و طردشدگان و شكنجهديدگان در روى زمين آنها را بهپا مىداشتند و بدينوسيله قوانين اين دورانها و اصول و برنامههاى اربابها را از بين مىبردند ، ولى سپس خودشان هيزم آتش آن و آتشگيره دوزخ آن مىگشتند ! . و از آن جمله بود : آشوبهايى كه بعضى از راهبان شرافتمند بر ضد زمامداران ستمكار و پدران روحانى متنفذ برپا مىكردند . و يا افكارى كه در تاريخ اين قرون جلوهگر مىشد و در اين نقطه يا آن نقطه قاره اروپا بهظهور مىپيوست و به شكل عباراتى در مىآمد كه در آينده شكل قانون به خود مىگرفت و هواداران و صاحبان آن افكار با كمال شجاعت اعلان مىداشتند كه كجىها را بايد اصلاح كرد ! . پس عجيب نيست كه قيصرهاى اين دوران و همكاران نادانشان و تبهكاران و آنهايى كه پشت پرده دفاع از دين مخفى شده بودند ، قوانين دهشتناكى را براى از بينبردن اين متفكران پس از شكنجه دادنشان وضع كنند ، زيرا فرد متفكر هرگز از ستمكار نمىهراسد و